پزشکی رسمی

چه عواملی بر سلامت روح و روان موثر است؟

۲ آذر ۱۳۹۵
دسته‌بندی نشده

چه عواملی بر سلامت روح و روان موثر است ؟عوامل متعددی بر روی سلامت و بهداشت روح و روان انسانها تاثیر گذار می باشند با وجود جدا نبودن اثرات متقابل عوامل فردی و محیطی ما برآن شدیم یک تقسیم بندی کلی از عوامل فردی(شامل:ِ ژنتیک و فیزیولوژی، جنسیت، باورها و اعتقادات فردی، داشتن مهارت های زندگی و… است)و محیطی(عوامل فرهنگی،اجتماعی، اقتصادی، محیط خانوادگی و… ) مؤثر بر سلامت روان انجام دهیم از سوی دیگر وجود بیماری هایی از قبیل بیماری های قلبی، اضطراب، افسردگی، موقعیت هایی که بی کاری زیاد و درآمد پایین است، آموزش محدود است .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، در موقعیت هایی که استرس زیاد است، تبعیض جنسیتی وجود دارد،سبک زندگی ناسالم است و تخطی از قانون وجود دارد مشکلات روانی بیشتر و گویای این مسئله است که روان و اجتماع ممکن است اثر متقابلی بر شدید کردن اثرات رفتار و سلامت داشته باشند

۱-عوامل فردی:

بر سلامت روح و روان عوامل مختلف فردی مؤثر هستند.این عوامل شامل ژنتیک و فیزیولوژی، جنسیت،یادگیری مهارت های زندگی،اعتماد به نفس،قدردانی،باورها و اعتقادات فردی،خندیدن و شادی،لذت بردن از زندگی ، نداشتن کشمکش ، تغذیه، ورزش، خواب مناسب و کافی، عدم وجود اعتیاد،اشتغال به کار هستند.

برخی از این عوامل نظیر ژنتیک ، فیزیولوژی و جنسیت غیر قابل تغییر اما برخی از آنها قابل تغییرند.

با مطالعه مطالب گفته شده در ذیل شما می توانید با حقایق وراهکارها یی در خصوص عوامل قابل تغییر آشنا شویم و از این طریق سلامت روان خود را ارتقا دهید. بر سلامت روح و روان موثر است ؟

زندگی اجتماعی

۱۵ آبان ۱۳۹۵
دسته‌بندی نشده

منشأ گرایش انسان به زندگی

جمعی

اگر انسان موجودی اجتماعی است و به ناچار در اجتماع زندگی می کند این سؤال مطرح می شود که منشأ گرایش به زندگی اجتماعی و جمعی چیست؟ آیا او بطبع خود متوحّش است و با دیگران می جوشد و همگام می شود تا از آن ها نفع ببرد یا طبعاً متمدن است و با دیگران می جوشد تا آن به آنها نفع برساند در این مسئله اختلاف عمیقی است که مبنا در زندگی اجتماعی چیست؟ در این رابطه سه مبنا وجود دارد.

۱ـ انسان متمدن و مدنی بالطبع است، گروهی انسان ها را متمدن بالطبع می دانند و می گویند انسان دارای طبیعت تمدن گراست و از این روست که وی طالب زندگی جمعی است.

۲ـ انسان مستخدم بالطبع است. استاد علامه طباطبایی در چندین موضع از تفسیر ارزش مند المیران انسان را مستخدم بالطبع می داند و نظریه متمدن بودن بالطبع انسان را مورد نقد قرار می دهد و می گوید: آدمیان می کوشند تا از دیگران بهره گیری نماید، اما چون می بیند دیگران نیز مانند سودجو هستند و در صدد بهره برداری از او بر می آیند، و تن به قانون مشترک می دهد، پس با پذیرش آن حدود سودجویی از یکدیگر را مشخص و محدود سازند و به برخورد و در نهایت نابودی یکدیگر پردازند.

بر اساس این دیدگاه، انسان بالطبع متمدن و فرشته خوی نیست، انسان طبعاً جمعی زندگی می کند امّا تمدن طبیعی او نیست یعنی مدنیت اگر بمعنای دین داری یا تمدّن باشد انسان به این معنا مدنی بالطبع نیست. اما اگر به معنای شهرنشینی باشد، انسان مدنی بالطبع است. زیرا او مستخدم بالطبع است و طبیعت استخدام گری وی او را به سمت زندگی اجتماعی می کشاند و اگر انسان بالطبع مدنی می بود خواه به معنای دین دار و خواه متمدن می بایست اکثر آن ها، عادل، عالم و عاقل می بودند، در حالی که چنین نیست. انسان مستخدم بالطبع است و می خواهد دیگری را به خدمت بگیرد او بالطبع دیگران را استثمار و استعمار می کند و این استثمار و استعمار زیر پوشش استخدام است، اما چون می بیند دیگران نیز با همین سلاح به میدان آمده اند، ناچار به حکومت قانون تن در می دهد در غیر این صورت به طور طبیعی انسان قانون پذیر نبوده و علاقمند به قانون نیست.

۳ـ انسان مستخدم بالطبع و مدنی بالفطرة است، بر اساس این دیدگاه انسان نه مانند فرشته اند تا نافرمانی خدا از آن ها صادر نشده و امر الهی را معصیت نکنند «لایعصون اللّه ماامرهم»(۱) و نه مانند حیوان و بهایم اند که همّت او و نهایت اهتمامش شکمش باشد (نعمته بطنه) بلکه دارای دو جهت است یکی حیثیت طبیعی او که ذات اقدس اله آن جهت را به طبیعت، طین، حمأمسنون و گل ولای اسناد داده است و فرمود: «انی خالق بشراً من صلصال من حمأمسنون»(۲) همانا بشری را از گلی خشک سیاه و بدبو شده خلق می کنم و فرمود: «اذ قال ربک للملائکة انی خالق بشراً من طین»(۳) به خاطر بیاور هنگامی را که پروردگارت به ملائکه گفت: من بشری را از گل می آفرینم و دیگری حیثیت فرشته منشی که خداوند سبحان آن را به خود اسناد می دهد و می فرماید: «فاذاسوّیته و نفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین»(۴) هنگامی که آن را نظام بخشیدم و از روح خود در آن دمیدم برای او سجده کنید و نیز فرمود: «الذی احسن کل شی ء خلقه و بدأ خلق الانسان من طین ثم جعل نسله من سلالة من ماء مهین، ثم سوّاه ونفخ فیه من روحه وجعل لکم السمع والابصار و الافئدة قلیلاً ما تشکرون»(۵) خدای سبحان همان است که هرچه را آفرید نیکو آفرید و آغاز آفرینش انسان را ازگل قرار داد، سپس نسل او را از عصاره ای از آب ناچیز و بی قدر خلق کرد، بعد اندام او را موزون ساخت و از روح خویش در وی دمید و برای شما گوش ها و چشم ها و دل ها قرار داد، اما کمتر شکر نعمت های او را بجای می آورید.

سلامت روان

۱۱ آبان ۱۳۹۵
دسته‌بندی نشده

اما از سوی دیگر، آن چه نقطه نظر کارشناسان سازمان جهانی بهداشت است بدین مفهوم است که ‌سلامتی نه فقط به فقدان بیماری و نقص عضو، بلکه به حالت رفاه کامل جسمی، روانی و اجتماعی اطلاق می ‌شود. به این ترتیب تعریف سلامت روانی به عنوان یکی از معیارهای تعیین کننده ی سلامت عمومی شناخته می ‌شود. فردی که از سلامت روانی برخوردار است، ضمن احساس راحتی و آسایش قادر است در اجتماع به راحتی و بدون اشکال به فعالیت بپردازد و ویژگی‌ های شخصی وی در آن اجتماع، ‌موجب خشنودی و رضایت است. بر همین اساس سلامت روانی و بدنی لازم و ملزوم یکدیگر هستند.

متخصصان علوم تغذیه و پژوهشگران تناسب جسمی، بین سلامت روان و بدن با کیفیت تغذیه و میزان تحریک جسمی، ‌ارتباط معناداری را دریافته ‌اند.

مطالعات زیستی ـ شیمیایی مغز انسان نشان می ‌دهد که سلامت روان و ذهن، احتمالا به منظم و متعادل بودن فعالیت های الکتروشیمیایی سلول های مغزی و دستگاه های عصبی بستگی دارد. البته باید گفت به سختی می ‌توان کسی را یافت که همیشه متعادل، منطقی و آگاه به اعمال خود باشد. هر فرد در دوره‌ هایی از زندگی خود دارای ویژگی هایی از قبیل شیدایی، افسردگی، اجتماعی بودن، بیگانگی، ‌جست و خیز و انفعالی بودن است، بنابراین به شکلی رفتارهای غیرمنطقی را تجربه می‌ کند.

تفاوت رفتارهای عادی و غیرعادی یک امر درجه بندی شده است. بنابراین برای دسترسی به سلامت روانی باید بپذیریم که در رفتار خود، آزادی انتخاب داریم و این آزادی را به کار ببریم و بدانیم که مسوولیت انتخاب نیز با خودمان است. پس سلامت و عدم سلامت روانی به مقدار زیادی ناشی از تجارب موفق و ناموفق در دوران تحصیلی و واکنش های معلمان و والدین نسبت به این تجارب است.

زمانی که شخصیت کودک شکل نگرفته، سال های نخست زندگی تحصیلی خود را آغاز می ‌کند، ‌در مسیر رشد و بالندگی قرار می ‌گیرد و در طول بهترین سال های عمر خود ‌با عوامل مختلف موثر بر تحول شناختی، عاطفی و اجتماعی به کنش متقابل می ‌پردازد که نتیجه‌ اش همان چیزی است که به صورت یک نوجوان و جوان به جامعه تحویل داده می ‌شود. حال چنان چه این فرد به ویژگی‌ ها و خصایص شخصیت سالم آشنا و در جهت کسب آن ها تلاش کند، زندگی‌ سرشار از امید، شادی، ‌آرامش و همراه با موفقیت خواهد داشت.

سلامت چیست؟

۱۱ آبان ۱۳۹۵
دسته‌بندی نشده

*سلامت روان*

روانشناسان می ‌گویند؛ شادابی، نشاط، لذت بردن از زندگی و هدفمندی مستلزم داشتن شخصیت سالم است.

محققان دانشکده پزشکی جان هایکینز در آمریکا در این باره خاطر نشان می‌ کنند که از طریق آشنایی با معیارهای سلامت روان و تطابق آن با ویژگی‌ های شخصی، تعامل با دیگران و محیط اطراف می ‌توانیم تا حدودی عوامل آسیب ‌زا به شخصیت سالم را شناسایی کرده و با اصلاح آن ها برای بهره‌ مندی از یک شخصیت سالم تلاش کنیم.

به اعتقاد روانشناسان؛ سلامت روانی و جسمی، نیاز و خواسته ی همه انسان ها است و همه ی ما تلاش می ‌کنیم که برای برقراری ارتباطات سالم، شخصیت ‌های سالمی در زندگی انسانی پیدا کنیم. اما آیا تا کنون به این نکته فکر کرده ‌اید که از این حیث چه فردی از شخصیت سالم بهره‌ مند است؟

بر اساس مقاله منتشر شده در مجله علمی نیچر، ” گوردن آلپورت ” یکی از نخستین روانشناسانی بود که توجه خود را به شخصیت سالم معطوف داشت.

از نظر آلپورت افراد سالم در سطح معقول و آگاه عمل می‌ کنند، از قید و بندهای گذشته آزاد هستند و از نیروهایی که آن ها را هدایت می‌ کنند، کاملا آگاه هستند و می ‌توانند بر آن ها چیره شوند.

راهنمای اشخاص بالغ، زمان حال، ‌هدف‌ ها و انتظارهایی است که از آینده دارند. جنبه ی اساسی و ریشه ‌ای شخصیت انسان را مقاصد سنجیده و آگاهانه، امیدها و آرزوهای وی تشکیل می ‌دهند. این اهداف در واقع انگیزه ی شخصیت سالم قرار می‌ گیرند و بهترین راهنما برای فهم رفتار کنونی انسان هستند. وجود انسان در حقیقت بر داشتن هدف‌ های دراز مدت استوار است و این فاکتور مهم، انسان را از حیوان، کودک را از سالمند و نیز در اکثر موارد، ‌شخصیت سالم را از بیمار متمایز می‌ کند.

این مقاله می ‌افزاید: از دیدگاه آلپورت، ‌انسان‌ های سالم نیاز مداومی به تنوع، ‌احساس و درگیری تازه دارند. کارهای روزمره و عادی را کنار می‌ گذارند و در جست و جوی تجربه‌ های تازه هستند. آن ها ماجراجو هستند و ‌خطر می‌ کنند و چیزهای تازه کشف می ‌کنند. همه ی این فعالیت‌ ها ایجاد تنش می ‌کند و در هر صورت تنها از راه تجربه ‌ها و خطرهای تنش زا است که بشر می ‌تواند احساس بالندگی کند.

از نظر آلپورت، گسترش مفهوم خود، ارتباط صمیمانه خود با دیگران، امنیت عاطفی، ادارک واقع بینانه، مهارت ها و وظایف، عینیت بخشیدن به خود و فلسفه یگانه سازندگی، هفت معیار شخصیت سالم هستند.

ازسوی دیگر، ” اریک فروم ” یک روانشناس معروف و سرشناس دیگر معتقد است که به سبب اهمیت نیروهای اجتماعی و فرهنگی برای درک یکایک اعضای جامعه، باید ساختار آن جامعه در گذشته و حال، تجزیه و تحلیل شود؛ بنابراین شناسایی ماهیت جامعه، کلید درک شخصیت متغیر انسان است.

شخصیت، خواه سالم و ناسالم به فرهنگ بستگی دارد. فرهنگ مانع یا حامی رشد و تکامل مثبت انسان است. فروم شخصیت انسان را بیشتر محصول فرهنگ می‌ داند. از نظر وی سلامت روان بستگی به این دارد که جامعه تا چه اندازه نیازهای اساسی افراد جامعه را برآورده می ‌کند، نه این که فرد تا چه حد خود را با جامعه سازگار می‌ سازد. در نتیجه سلامت روان بیش از آن که امری فردی باشد، یک مساله اجتماعی است. جامعه ی ناسالم در بین اعضای خود دشمنی، بدگمانی و بی ‌اعتمادی می ‌آفریند و مانع از رشد کامل آن ها می‌ شود. در مقابل جامعه ی سالم به اعضای خود امکان می ‌دهد که به یکدیگر عشق بورزند، بارور، کارآمد و خلاق باشند و قوه تعقل و عینیت خود را بارور و نیرومند سازند.

علاوه بر این، روانشناسان شناخت گرا بر این باور هستند که شخص سالم، ‌رویدادهای محیط را با استفاده از روش هایی تعبیر و تفسیر می‌ کند که به احساس خوب یا امیدواری می ‌انجامند و او را قادر می ‌سازند که برای حل مسائل زندگی خود، مهارت های خاصی را به کار برد.